فوتبال است دیگر گاهی دلش میخواهد  ساعت دوازده و نیم پخش بشود تا ما وادار شویم برای رادیوی داغان مدرسه به التماس افتاده و به هر معلمی برای یک ربع گوش دادن به بازی ایران و امارات همراه با پس زمینه صحبت های معلم پرورشی رو بیندازینم تا در نهایت بتوانیم گل دقیقه ی 91  قوچی را با گوش های خودمان بشنویم و فریاد فغانمان تا با آسمان رفته و با "زهر مار" ناظممان پا به فرار گذاشته و یکی از بهترین خاطرات زندگیمان را بسازیم:)....!


برچسب‌ها: شیرین, مدرسه, فوتبال, گل, ایران
+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ساعت 18:3 نويسنده شیرین |

باز هم امتحانات تموم شد و باز هم جمله معروف "ایشالله از ترم بعد"

خبرخوب: امتحانا تموم شد:))

خبر بد: از فردا دوباره راهی زندان آلکاتراس(مدرسه) میشویم:((

 


برچسب‌ها: امتحانا, شیرین, خاطرات, ذهن, مخشوش
+ تاريخ دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ساعت 12:6 نويسنده شیرین |

از آنجایی که که ناف مارا با اینترنت بسته اند ما برگشتیم؛ خاطرتان باشد چندی پیش در تمامی وبلاگ های چندین و چند ساله ایمان را تخته کرده و گفتیم اگر یار گران بودیم رفتیم اگر نامهربان بودیم رفتیم و واقعا رفتیم و مدتی وبلاگ و دنیای مجازی را بوسیده و کنار گذاشتیم، به درس و زندگیمان رسیدیم و با اینکه ما دست از سر این دنیای مجازی برداشتیم اون کله کچل مارو ول نکرد که نکرد، و طبق معمول دست از پا درازتر برگشتیم تا دوباره بنویسیم تا دوباره بلاگفا شیلترمان کند و ما حین نشان دادن بیل*اخی بگوییم بیخودی زحمت نکش ما از رو نمی رویم که نمی رویم و باز بنویسیم از این ذهن مخشوش که برای ما زندگی نگذاشته است...بله ما اومدیم


برچسب‌ها: نوشته های یک ذهن مخشوش, شیرین, برگشت, بلاگفا, خاطرات
+ تاريخ جمعه هفتم آذر ۱۳۹۳ساعت 15:32 نويسنده شیرین |